چکیده
پژوهش حاضر به تحلیل بازنمایی «آینده» در کتابهای تعلیمات اجتماعی دو دهه واپسین حکومت پهلوی (۱۳57–۱۳41خ) میپردازد؛ دورهای که نهاد آموزش رسمی، بهویژه پس از انقلاب سفید، به یکی از ابزارهای کلیدی در مهندسی فرهنگی حکومت بدل شد. در این مقاله، با تکیه بر چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، هفت کتاب درسی منتخب با هدف واکاوی سازوکارهای زبانی، گفتمانی و ایدئولوژیک تصویر آینده مطلوب دولت پهلوی بررسی شدهاند. یافتهها نشان میدهد که آینده در این متون، بهمثابه مفهومی ازپیشتعریفشده و هژمونیک بازنمایی شده است؛ مفهومی که در آن، شاه بهعنوان معمار ایران نوین و دانشآموز بهعنوان سرباز توسعه و اطاعتپذیر تصویر شدهاند. واژگان، استعارهها و ساختارهای نحوی متون، همگی در جهت تقویت گفتمان سلطنتمحورِ توسعه و حذف گفتمانهای بدیل، از جمله دین، مشارکت مدنی و سنت بهکار رفتهاند. این همافزایی مفهومی و زبانی با کتاب بهسوی تمدن بزرگ، گویای نقش آموزش ابتدایی در تثبیت ایدئولوژی دولت و ساختن ذهنیت شهروندان آینده است.