روابط راهبردی و گسترده رژیم صهیونیستی با حکومت پهلوی پس از حدود سه دهه در22 بهمن 1357 خ با فروپاشی سلطنت پهلوی به پایان رسید. این روابط در زمینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی، گسترده و عمیق بود. ایران در دوره پهلوی دوم پایگاه اطلاعاتی و امنیتی غرب و صهیونیسم بینالملل محسوب میشد. در مقابل رژیم پهلوی به دلیل رابطه با رژیم غاصب صهیونیستی نزد جهان اسلام بهویژه کشورهای عربی و ملت مسلمان ایران منفور بود. تحولات نهضت اسلامی در سال 1357 به مراحل نهایی و سرنوشت ساز خود نزدیک شده بود. انقلابیون مشعوف، سرزنده و امیدوار به ادامه قیام و مبارزه بودند. اما در مقابل جبهه، استبداد و استکبار با نگرانی و اضطراب تحولات ایران را تحت نظر داشت. جدای از سردمداران حکومت پهلوی، امریکا و غرب نیز با ناامیدی نظارهگر تحولات بودند. در این وضعیت نگرانی رژیم صهیونیستی از اوضاع ایران دو چندان بود. مأموران سیاسی و اطلاعاتی اسرائیل در ایستگاه تهران با حساسیت و وحشت، سقوط سنگرهای حکومت یکی پس از دیگری را نظاره میکردند. نگرانی از روابط دو جانبه، ماهیت ضد صهیونیستی نهضت اسلامی و حکومت آینده برآمده از آن و وضعیت پرُ ابهام اسرائیلیها در تهران، در صورت ضرورت خروج امن از کشور، از اهم مسائل پیشروی مسئولان این نمایندگی به حساب میآمد. در مقاله پیشرو با اتکای به اسناد ساواک و منابع موجود تبیین اوضاع اتباع و مأموران اسرائیلی و مسائل مبتلا به آنان در ماههای پایانی حکومت پهلوی خواهیم پرداخت.